ابزار
Candlestick Patterns
market.candlestick_patterns
ورودیها
ورودی نوعداری ندارد.
خروجیها
یک فید رویدادی برای هر کندل از الگوهای کندلی شناساییشده، که هرکدام نام الگو (engulfing، چکش، doji، dark-cloud، ستاره صبحگاهی، …) و سوگیری صعودی یا نزولیاش را حمل میکند. آن را به interpretor.candlestick_pattern بدهید تا یک آرایش نامدار را به سیگنال قابلمعامله تبدیل کنید.
چند کندل آخر را اسکن میکند و به شما میگوید چه زمانی یک الگوی برگشتی کلاسیک شکل میگیرد — engulfing، چکش، doji، dark-cloud cover، ستاره صبحگاهی/شامگاهی و موارد دیگر. هر الگوی شناساییشده با نام و جهتش گزارش میشود تا بتوانید برگشتی را که نشان میدهد دنبال کنید یا در خلافش معامله کنید.
چگونه کار میکند
open، high، low و close هر کندل را میخواند و اندازه بدنه، طول سایه و گپها را نسبت به یک بدنه میانگین متحرک میسنجد، سپس این نسبتها را با کتابخانهای از آرایشهای نامدار کندلی تطبیق میدهد. یک الگو فقط زمانی واجد شرایط است که هندسه کندل از آزمونهای نسبتش بگذرد و روند پیشین (سنجیدهشده روی trend_lookback کندل با trend_method) برای یک برگشت در جهت درست باشد.
حالتها
روند پیشین را بر اساس تغییر خالص قیمت (مومنتوم) روی trend_lookback کندل میسنجد — اگر قیمت در بازه صعودی باشد، زمینه یک روند صعودی است، پس فقط الگوهای برگشتی نزولی واجد شرایط میشوند، و برعکس.
چه زمانی استفاده شود: بررسی زمینهٔ سریعتر و واکنشیتر؛ زمانی خوب است که برای محدودکردن الگوها جهت سوئینگ اخیر را بخواهید نه یک میانگین هموارشده.
روند پیشین را با مقایسه قیمت با یک میانگین متحرک ساده روی trend_lookback کندل میسنجد — قیمت بالای میانگین صعودی یعنی زمینه روند صعودی، قیمت زیر میانگین نزولی یعنی زمینه روند نزولی.
چه زمانی استفاده شود: بررسی زمینهٔ هموارتر و باثباتتر؛ زمانی ترجیحش دهید که در گیتِ روند ویپساوِ کمتری بخواهید تا الگوها فقط درون یک حرکتِ تثبیتشده پذیرفته شوند.
پیکربندی
بیشینه نسبت بدنهبهدامنه برای آنکه یک کندل بهعنوان doji حساب شود (بدنهای نزدیک به صفر با open و close تقریباً برابر). مقادیر کوچکتر، dojiِ مسطحتر و کلاسیکتری میطلبند؛ 0.1 یعنی بدنه حداکثر میتواند 10٪ کل دامنه باشد.
نسبت بدنهبهبدنهمیانگین که زیر آن یک کندل دارای بدنه «کوتاه» تلقی میشود، مورد استفاده در منطق ستاره و harami. مقادیر پایینتر، بدنهای کوچکتر برای کوتاهمحسوبشدن میطلبند.
نسبت بدنهبهبدنهمیانگین که بالای آن یک کندل دارای بدنه «بلند» تلقی میشود، برای تأیید کندل قوی در الگوهای engulfing، marubozu و ستاره. مقادیر بالاتر، بدنهای مسلطتر میطلبند.
کمینه نسبت سایه پایینی بلند به بدنه برای یک چکش (یا به سایه بالایی برای shooting star). مقادیر بزرگتر، پیش از واجد شرایط شدن الگو، سایه ردِّ مشخصتری میطلبند.
بیشینه سایه بالایی مجاز برای یک چکش، که نسبت به بدنه بیان میشود، تا یک چکش واقعی سایهای کم یا هیچ در بالا داشته باشد. مقادیر کوچکتر چکشی تمیزتر با close نزدیک به high الزام میکنند.
اینکه بدنه کندل engulfing چقدر باید بزرگتر از بدنهای باشد که میبلعد، بهصورت نسبت. 1.0 یعنی فقط باید بدنه قبلی را بپوشاند؛ مقادیر بالای 1.0 الزام میکنند که آشکارا بزرگتر باشد.
برای dark-cloud cover (و آینه صعودیاش، piercing line)، کمینه کسری که کندل دوم باید به درون بدنه کندل اول بازبسته شود. 0.5 الزام کلاسیک «از وسط گذشتن» است.
برای الگوهای ستاره صبحگاهی و شامگاهی، اینکه کندل سوم چقدر باید به درون بدنه کندل اول بسته شود تا برگشت تأیید گردد. مقادیر بالاتر، بازیابی یا ردِّ قاطعتری میطلبند.
تلورانس، بهصورت کسری از قیمت، برای برابر تلقیکردن دو سطح — برای تشخیص open، close یا سایههای منطبق در الگوهای tweezers و harami بهکار میرود. مقادیر بزرگتر، سطوحِ اندکی ناهمسان را «برابر» میپذیرند.
کمینه گپ قیمتی میان کندلها که الگوهای وابسته به گپ مانند ستارهها و abandoned baby میطلبند. مقادیر بزرگتر، گپِ واضحتری پیش از واجد شرایط شدن آن الگوها الزام میکنند.
اینکه ابزار چند کندل به عقب نگاه میکند تا روند پیشینی را که یک الگوی برگشتی باید برگرداند تعیین کند. بازههای بلندتر سوئینگ بزرگتر را میسنجند؛ بازههای کوتاهتر به آخرین لِگ واکنش میدهند.
اینکه روند پیشین پیش از پذیرش یک الگوی برگشتی چگونه سنجیده میشود: «momentum» از تغییر خالص قیمت روی بازه استفاده میکند، «sma» قیمت را با یک میانگین متحرک ساده مقایسه میکند. برای فعالشدن، روند باید خلاف الگو باشد (مثلاً یک روند صعودی برای bearish engulfing).
نوع میانگین متحرکی که برای محاسبه بدنه میانگین متحرک بهکار میرود و آزمونهای بدنه «کوتاه» و «بلند» نسبت به آن سنجیده میشوند (برای مثال ساده یا نمایی). تعیین میکند بدنه میانگین چقدر سریع با کندلهای اخیر تطبیق یابد.
اتصال به
مثالها
- ماشه برگشت: در زمینه روند صعودی (trend_method «sma»)، وقتی یک bearish engulfing با engulfing_min_ratio برابر 1.1 شکل میگیرد یک معامله فروش بزن.
- فیلتر تأیید: ورودهای خرید را فقط به کندلهایی محدود کن که در آنها یک چکش صعودی یا piercing line نزدیک حمایت شناسایی شده است.
اشتباهات رایج
- شلکردن doji_body_ratio و نسبتهای بدنه تا حدی که تقریباً هر کندل با نوعی الگو منطبق شود — آنگاه تشخیصدهنده بهجای چرخشهای نادر و معنادار، نویزِ پیوسته میسازد.
- فراموشکردن گیتِ روند: یک bearish engulfing درون یک روند نزولی صرفاً ادامهدهنده است نه برگشت، پس trend_method / trend_lookback ناهمخوان، الگوهایی را که انتظار داشتید سرکوب میکند.